|
علیرضا منسوب بصیری، فارغالتحصیل دبیرستان علامه حلی تهران و دانش آموخته رشته شیمی دانشگاه آزاد اسلامی. متخصص در زمینه راهاندازی باشگاههای مختلف (والبته وبلاگهای نیمه کاره). بهقول بچههای قدیمیتر، پدر سایت است و حرفه اصلیاش آموزش علوم (لابد فرقی نمیکند چه علمی! از هوا و فضا گرفته تا شیمی و بعد هم نانو). در زمانی که هنوز خیلی از معلمها هم نمیدانستند که فناورینانو چیست، مامور شد که از طریق یک سایت به دانشآموزان یاد بدهد که فناورینانو چیست و به چه دردی میخورد (البته اگر به دردی بخورد!). اینکه چه طور شد که این پیشنهاد را به او دادند و چه مراحلی را پشت سر گذاشت تا توانست سایت باشگاه نانو را راهاندازی کند، موضوعی است که از زبان خودش باید شنید. دو سال وظیفه مدیریت سایت را بر عهده داشت و به قضاوت بسیاری به خوبی از عهده این کار برآمد. پس از رفتنش از نانوکلاب، سایت دو سالی به کما فرو رفت. حالا که ما را گذاشتهاند که با شک الکتریکی، سایت را به این جهان برگردانیم، گفتیم شاید بد نباشد که جویای احوال پدر سایت بشویم و در عوض اين همه مصاحبهای که با مردم کرده و در سايت قرار داده، يک بار هم ما سوال پيچش کنيم.

باشگاه نانو: از روزی که پست پرسوز و گداز خداحافظی را در تالارهای گفتگوی سایت نوشتید، 2 سال و 8 ماه و 25 روز میگذرد. در طول این مدت گهگاهی در سایت رویت شدهاید. اما تقریبا میتوان گفت که پس از چاپ کتاب آزمایشهای ساده، دیگر خبری از شما نداریم. برخی میگویند که به صورت تخصصی موضوع آموزش علوم و فناوری نانو را دنبال میکنید. گفتیم از خودتان بپرسیم که کجایید و چه میکنید؟
قبل از هر چیز بهتر است تکلیف این بچه را روشن کنیم که پدرش کیست ... در دوران دانشجویی با دوستان مجلهای در دانشکده راه انداخته بودیم. پایان دوران دانشجویی در مراسم خداحافظی و سپردنش به دانشجوهای جدیدتر بحث شد که هرکسی چه نسبتی با اون مجله دارد...چون اسم مجله را من انتخاب کرده بودم، ادعای پدری میکردم. درمورد نانو کلاب باید دید که چه کسی نان میداد، بالطبع ایشان حکم پدری را هم به گردن نانو کلاب دارند (امیدوارم یاد کارتون دوست داشتنی بابا لنگ دراز نیافتاده باشید).

و اما پاسخ سوال شما: یک فرد هرچقدر هم توانا و نوآور باشد، سمت و جهت حرکتش خیلی تغییر نمیکند. به طور مثال اگر در موضوعی محافظه کار بوده، خیلی کم پیش می آید که چرخش موضع بدهد یا اگر دیدگاهی را قبول نداشته باشد، سخت است که او را متقاعد کنید تا رویهای متفاوت را پی بگیرد، هرچند خود او نیز به حاصلخیزی آن رویه اعتقاد داشته باشد. (ببخشید خیلی سخت شد) شاید حکمت مادام العمر نبودن رییس جمهور و وزیران یک دولت هم همین باشد.
و اما در مورد حضور من در باشگاه نانو میشود گفت که دو سال اول به علاوه یک سال بعدش، هم خیلی طاقتفرسا بود و هم خیلی سریع گذشت. طاقتفرسا بود چون کاری را پذیرفته بودیم که نمونههای مشابه آن به ندرت پیدا میشد. وقتی سایتهای خارجی را هم میگشتی، تعداد نمونههای مشابه به تعداد انگشتهای دست نمی¬رسید. حتی مطلب مناسب برای ترجمه کردن و روی سایت گذاشتن نبود. ما مجبور بودیم برای تهیه مطالب علمی مورد نیاز سایت با پژوهشگران ایرانی حوزه فناوری نانو، که آن زمان تعدادشان هم کم بود، ارتباط برقرار کنیم. مشکل وقتی بیشتر میشد که عده قلیلی از آنها فلسفه این کار را قبول داشتند و حاضر بودند برای دانش آموزان مطلب بنویسند. آن سه سال سریع سپری شد، چون در پایان سه سال هم در دنیا آموزشِ نانو به مقولهای مهم بدل شده بود، هم وزارت آموزش و پرورش ایران متوجه اهمیت این مسئله شده بود و هم تعداد پژوهشگران جوانی که در حوزههای مختلف فناوری نانو کار میکردند، افزایش یافته بود. حالا دیگر محتوای آموزشی، خیلی چیز نایابی نبود و از طرفی باشگاه نانو هم خیلی در این زمینه کسری نداشت.
در این میان، کتاب آزمایشهای ساده نانو در واقع تمام آن تجربیاتی بود که من در سه سال حضور در باشگاه نانو یا جاهای مختلفی (که بواسطه کار در باشگاه نانو رفته بودم) بدست آورده بودم. بعد از انتشار آن کتاب، تصمیم گرفتم که کمی از فضای کار و کاسبی دور بشوم و در کنجی از دنیا به ادامه تحصیل و مطالعه روی آموزش علوم و فناوری بپردازم. درواقع من دارم به صورت تخصصی آموزش علوم و فناوری را دنبال میکنم. حالا تیم جدیدی با نوآوری های متفاوت با حضور در میان دانش آموزان و مدارس کار آموزش نانو را پیش می برد و من از این موضوع بسیار خوشحالم.

باشگاه نانو: میشود در مورد رشته آموزش علوم و فناوری بیشتر برای ما توضیح بدید؟
رشته آموزش علوم به طور کلی به این موضوع می پردازد که چگونه سواد علمی یک جامعه را افزایش دهیم و از چه شیوههایی برای آموزش علوم استفاده کنیم که دانش آموزان توانمندی در زمینه علم تربیت کرده باشیم. البته ممکن است بپرسید که چی!!!!؟؟؟
یک روی سکه این است که کشورهای دنیا همیشه با هم در حال رقابت هستند و یکی از مهمترین جاهایی که این رقابت به اوج می رسد، علم و فناوری است. اگر به تاریخ گذشته ایران هم نگاه کنید، پادشاهان و امیران همیشه جایگاه خاصی برای دانشمندان و عالمان قائل بودهاند. البته در آن زمان علم بسیار مقدس و ارزشمند بوده و معمولاً مردم به خاطر جایگاه و ارزشی که علم برای عالم به ارمغان میآورده، به دنبال علم و دانش میرفتهاند. اما امروزه علم به همراه فناوری نقش بسیار وسیعتری پیدا کرده است. کشورهایی که علم و فناوری دارند، ثروتمندتر شدهاند و تاثیر بیشتری روی دنیا دارند. برای همین ما به آموزش علوم می پردازیم تا نسلهای بعدی کشورمان قابلیت دانشمند شدن داشته باشند.
روی دیگر سکه هم این است که سواد علمی باعث بالا رفتن کیفیت زندگی عمومی مردم جامعه می شود. فارغ از اینکه شما شغلتان چیست و سطح تحصیلات چقدر است؛ اگر با علم و قوانین آن آشنا باشید و تفکر علمی داشته باشید، زندگی شما و روابط اجتماعتان بهگونه دیگری پیش میرود.
باشگاه نانو: جایی میخواندم که کَل-کَل شما با یک آقای چشم آبی از جایی علمی وابسته به مقامات عالیرتبه آمریکا، در یک جایی وابسته به مقامات عالیرتبه ایران، باعث شده که پیشنهاد راهاندازی سایت را به شما بدهند. میشود بگویید داستان چیست و اهداف اولیه راهاندازی باشگاه مجازی نانو چه بوده است؟ فکر میکنید چهقدر به اهداف اولیهتان دست یافتید؟
اگر من هم تکذیب نکنم ممکن است یکی از آن دو جای وابسته به مقامات عالی رتبهِ یکی از طرفین یا هر دو تکذیب کنند. این که چه چیزی زمینه آشنایی من و بابا لنگ دراز (ستاد نانو) را فراهم کرد، شاید خیلی مهم نباشد؛ اما ویژگی ارزشمندِ ستاد، دیدگاه آنها در مورد اهمیت آموزش یک فناوری نوین و جدید به دانش آموزان بود، چیزی که هنوز هم در آموزش و پرورش کشور ما به خوبی و به همان پختگی درک نشده است. ستاد نانو به خوبی این موضوع را درک کرده بود که اگر قرار باشد در پایان برنامه بیست ساله کشو،ر فناوری نانو از جایگاه خوبی برخوردار باشد، باید روی نسلی سرمایه گذاری کنند که آنزمان بیشترین حضور را در عرصه فناوری نانو خواهد داشت. امروزه کشورهای پیشرو (مانند آمریکا، اروپا و ژاپن ) آمارهای نجومی ارائه میدهند که در آینده این میزان شغل، بواسطه فناوری نانو ایجاد خواهد شد. بی شک اگر برنامهها خوب پیش برود، در کشور ما نیز به همان مقدار سرمایه انسانی برای تصدیگری این مشاغل وجود خواهد داشت. حالا که گفتم "سرمایه انسانی" باید یک پاورقی به صحبتم اضافه کنم و آن اینکه از لازمههای فناوری نوین سرمایه انسانی است. قدیمها که خیلی بحث فناوریهای نوین مطرح نبود، یک زمین کشاورزی با چند نیروی کار (که میتوانستند دوره دیده و دارای تخصص باشند یا نباشند) به راحتی میچرخید. اما امروزه در یک کارخانه تولیدی در حوزه فناوری نوین، نیاز به نیروی کار شکل دیگری به خود گرفته است. بصورتیکه یک فرد باید برای آن فناوری تربیت بشود و شما نمیتوانید با یک آگهی استخدام ساده، نیروی متخصص استخدام کنید. به این نیروهای متخصص که در یک حوزه فناوری توانمند و نخبه شدهاند، میگویند سرمایه انسانی که از ارزش بسیار بالایی برای صاحبان صنایع و فناوری برخوردار هستند. امروز تعریف نخبه این نیست که فقط در المپیاد و جشنواره خوارزمی یا کنکور سراسری رتبه اول یا دوم کسب کرده باشد. نخبه کسی است که با تخصص و دانشی که دارد در عرصه علم و فناوری نوآوری داشته باشد.
باشگاه نانو: یعنی میخواهید بگویید هدف کلی شما از راهاندازی سایت، تامین نیروی انسانی بوده است؟
نه نه....نیروی انسانی نه. توانمند کردن سرمایه انسانی آینده با دانشِ مرتبط با فناوری نانو. ببینید پیش بینی میشود که فناوری نانو در چند سال آینده بخش عمدهای از صنایع تولیدی و همچنین بخشی از مشاغل خدماتی را تحت تاثیر قرار میدهد. خوب حالا اگر از همین ابتدا آن آیندگان را با دانش مربوط به فناوری نانو آشنا بکنیم، در زمان مواجه شدن با مصداقهای فناوری، خیلی رفتار علمیتری از خودشان نشان میدهند. اجازه بدهید من یک مثال بزنم. فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) امروزه در تمام زندگی ما نفوذ پیدا کرده است، اما هنوز ما قوانین مناسب برای برخورد با جرایم مرتبط در این زمینه را نداریم ... چرا؟ چون کسانی که الان در مقام قضایی هستند، آشنایی کافی با این موضوع ندارند. شاید کاربر خیلی خوبی از این فناوری باشند، هر روز ایمیل چک کنند و از سرویسهای مختلف تلفن همراه استفاده کنند؛ اما نمیتوانند تصمیم صحیحی در مورد مشکلاتی که این فناوری به وجود می آورد، بگیرند.
البته فراموش کردم بگویم که کار ما با یک هدف ساده شروع شد. میخواستیم به زبان ساده بگوییم "نانو یعنی چه؟
ادامه دارد ...
|